Saturday, March 13, 2004
درباره صد رمان خواندنی جهان-5
هنگامی که در انتظار گودو برای نخستين بار در سال ۱۹۵۳ در پاريس به صحنه آمد ساموئل بکت حدود پنجاه سالگی
رسيده و عملا ناشناخته بود. نزديک به ربع قرن بود که کتاب چاپ ميکرد اما در کارنامه اش چند کتاب بيشتر نداشت.
کتاب مورفی از اين نويسنده زمانی که به فرانسه ترجمه شد در طی چهار سال تنها ۹۵ نسخه آن به فروش رسيد.
در طی سالهای ۵۱ تا ۵۳ کتابهای مولوی مالون ميميرد نام ناپذير و در انتظار گودو منتشر شد. زمانی که شانزده سال بعد از اولين اجرای در انتظار گودو جايزه نوبل به اين نويسنده اعطا شد بر خلاف اکثر موارد ديگر اين بار هيچ کس به انتخاب او اعتراض نکرد. اثار او به غايت دشوار هستند و اين دشواری با هر اثر جديد افزايش ميابد. نمايش نفس که کمی قبل از اعطای جايزه نوبل به صحنه آمد فاقد بازيگر است و حدود ۳۵ ثانيه به طول ميکشد! آخرين رمان وی کمتريت در ۱۴ صفحه کوچک و با حروف درشت به چاپ رسيده است وصف شخصيتی ساکن است که بی حرکت در ميان ويرانه ها ايستاده است.
معروفترين اثر اين نويسنده در ايران در انتظار گودو است که به همراه ديگر نمايشنامه های نويسنده توسط آقای نجف دريابندری سالها قبل منتشر شده بود و وعده چاپ مجدد اين کتاب مدتهاست که داده شده است.
آلورز در کتابش در مورد بکت (نشر طرح نو) مينويسد :
به رغم مهارت و بی پيراگی فوق العاده مشهود در رمانهای بکت؛ تاثير نهايی اين رمانها عاملا و عامدا مرگ آور است. اين رمانها چنان سمباده و صيقل خورده اند که تقريبا به شبح ويرانی و تباهی بدل شده اند؛ و چنان به لحاظ فنی دشوار و به لحاظ طيف مضامين محدوداند که اگر به خاطر نمايشنامه های بکت نبود گمان ندارم به جز معدودی سرسپردگان و متخصصان کسی ديگر آنها را ميخواند- درست همانطور که اگر بمب اتم نبود؛ مردم عادی توجه و علاقه چندانی به تحقيقات هسته ای نشان نميدادند.
از سه گانه بکت تنها رمان مالون ميميرد سالها قبل به قلم محمود کيانوش به فارسی برگردانده شد مولوی و نام ناپذير هنوز به فارسی برگردانده نشده اند.
هنگامی که در انتظار گودو برای نخستين بار در سال ۱۹۵۳ در پاريس به صحنه آمد ساموئل بکت حدود پنجاه سالگی
رسيده و عملا ناشناخته بود. نزديک به ربع قرن بود که کتاب چاپ ميکرد اما در کارنامه اش چند کتاب بيشتر نداشت.
کتاب مورفی از اين نويسنده زمانی که به فرانسه ترجمه شد در طی چهار سال تنها ۹۵ نسخه آن به فروش رسيد.
در طی سالهای ۵۱ تا ۵۳ کتابهای مولوی مالون ميميرد نام ناپذير و در انتظار گودو منتشر شد. زمانی که شانزده سال بعد از اولين اجرای در انتظار گودو جايزه نوبل به اين نويسنده اعطا شد بر خلاف اکثر موارد ديگر اين بار هيچ کس به انتخاب او اعتراض نکرد. اثار او به غايت دشوار هستند و اين دشواری با هر اثر جديد افزايش ميابد. نمايش نفس که کمی قبل از اعطای جايزه نوبل به صحنه آمد فاقد بازيگر است و حدود ۳۵ ثانيه به طول ميکشد! آخرين رمان وی کمتريت در ۱۴ صفحه کوچک و با حروف درشت به چاپ رسيده است وصف شخصيتی ساکن است که بی حرکت در ميان ويرانه ها ايستاده است.
معروفترين اثر اين نويسنده در ايران در انتظار گودو است که به همراه ديگر نمايشنامه های نويسنده توسط آقای نجف دريابندری سالها قبل منتشر شده بود و وعده چاپ مجدد اين کتاب مدتهاست که داده شده است.
آلورز در کتابش در مورد بکت (نشر طرح نو) مينويسد :
به رغم مهارت و بی پيراگی فوق العاده مشهود در رمانهای بکت؛ تاثير نهايی اين رمانها عاملا و عامدا مرگ آور است. اين رمانها چنان سمباده و صيقل خورده اند که تقريبا به شبح ويرانی و تباهی بدل شده اند؛ و چنان به لحاظ فنی دشوار و به لحاظ طيف مضامين محدوداند که اگر به خاطر نمايشنامه های بکت نبود گمان ندارم به جز معدودی سرسپردگان و متخصصان کسی ديگر آنها را ميخواند- درست همانطور که اگر بمب اتم نبود؛ مردم عادی توجه و علاقه چندانی به تحقيقات هسته ای نشان نميدادند.
از سه گانه بکت تنها رمان مالون ميميرد سالها قبل به قلم محمود کيانوش به فارسی برگردانده شد مولوی و نام ناپذير هنوز به فارسی برگردانده نشده اند.
Sunday, March 07, 2004
آنتوني برجس در سال ۱۹۱۷ به دنيا آمد. در ابتدا به موسيقي پرداخت و به زودي عمده علاقه اش را به دنياي ادبيات معطوف کرد. وي در اين باره در کتاب زندگي نامه خود ميگويد:
با تجربه ناموفقي که از نوشتن «ليبرتو» براي اپرا داشتم، ديدم که نوشتن رمان ساده تر از تصنيف يک سمفوني است. در سمفوني، رشته هاي متعدد به هم مي پيوندد، تا در يک لحظه معين، يک statement ) ارائه تماتيک جمله يا تِم موسيقايي) را بيان کند. در رمان، کُل قضيه عبارت است از تکخواني monody . سهولت نوشتن ديالوگ در رمان سخت ناعادلانه بنظر مي رسد اين از نظر من هنر به حساب نمي آمد، کلک زدن به خواننده بود که انسان نتواند آکورد وکنترپوآن به او عرضه کند. مثل اين بود که انسان وانمود کند مي شود کنسرتو براي تنها يک فلوت، بدون همراهي ساز ديگر نوشت.
براي اين که خواننده بابت پولي که بابت کتاب مي دهد ضرر نکند، کلمات مشکل و واژه هاي ابداعي neologism به ميدان آوردم تا خواننده درگير ساخت syntax جمله گردد. در واقع، از هر نوع ابتکاري که حالت موسيقايي به نثر بدهد استفاده مي کردم.
مي ديدم که جويس هم در "عزاي فينگن ها" همين کار را کوشيد انجام دهد: انباشتن کلمات به صورت آکورد، عرضه چند داستان همزمان با هم، تا اثر کنترپوآن ايجاد شود... هر بخش کتاب "اوليسه" او داراي ظرفيت باروک در کنترپوآن است که مي کوشد موازي مدرن اديسه هومر را پيدا کند، سمبوليسم و سبک را تقويت کند و در همان حال، يک ارگ اصلي مي نوازد و رنگ (تمبر) هم وجود دارد، هرچند احتمالاً به آن اندازه رنگ که ممکن است انسان در نامه يک راهب دومينيکن پيدا کند.
(منبع)
سال ۱۹۵۹ پزشکان تشخيص دادند که غده مغزي دارد و بيش از يک سال زنده نخواهد ماند. برجس تا سال ۱۹۹۳ که مرد سالي يک کتاب نوشت. يکي از کتابهاي اين نويسنده سالها قبل به اسم نود و نه رمان برگزيده توسط آقاي صفدر تقي زاده ترجمه شده بود. برجس در اين کتاب نود و نه رمان از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۸۳ را به انتخاب خود نقد و بررسي کردکه حاصل کتابي بسيار خواندني شد.
معروفترين رمان اين نويسنده به اسم پرتغال کوکي دستمايه فيلمي به همين اسم و به کارگرداني استانلي کوبريک شد.
کتاب پرتغال کوکي به همت خانم پري رخ هاشمي به فارسي منتشر شده است.
ناشر: تمندر
با تجربه ناموفقي که از نوشتن «ليبرتو» براي اپرا داشتم، ديدم که نوشتن رمان ساده تر از تصنيف يک سمفوني است. در سمفوني، رشته هاي متعدد به هم مي پيوندد، تا در يک لحظه معين، يک statement ) ارائه تماتيک جمله يا تِم موسيقايي) را بيان کند. در رمان، کُل قضيه عبارت است از تکخواني monody . سهولت نوشتن ديالوگ در رمان سخت ناعادلانه بنظر مي رسد اين از نظر من هنر به حساب نمي آمد، کلک زدن به خواننده بود که انسان نتواند آکورد وکنترپوآن به او عرضه کند. مثل اين بود که انسان وانمود کند مي شود کنسرتو براي تنها يک فلوت، بدون همراهي ساز ديگر نوشت.
براي اين که خواننده بابت پولي که بابت کتاب مي دهد ضرر نکند، کلمات مشکل و واژه هاي ابداعي neologism به ميدان آوردم تا خواننده درگير ساخت syntax جمله گردد. در واقع، از هر نوع ابتکاري که حالت موسيقايي به نثر بدهد استفاده مي کردم.
مي ديدم که جويس هم در "عزاي فينگن ها" همين کار را کوشيد انجام دهد: انباشتن کلمات به صورت آکورد، عرضه چند داستان همزمان با هم، تا اثر کنترپوآن ايجاد شود... هر بخش کتاب "اوليسه" او داراي ظرفيت باروک در کنترپوآن است که مي کوشد موازي مدرن اديسه هومر را پيدا کند، سمبوليسم و سبک را تقويت کند و در همان حال، يک ارگ اصلي مي نوازد و رنگ (تمبر) هم وجود دارد، هرچند احتمالاً به آن اندازه رنگ که ممکن است انسان در نامه يک راهب دومينيکن پيدا کند.
(منبع)
سال ۱۹۵۹ پزشکان تشخيص دادند که غده مغزي دارد و بيش از يک سال زنده نخواهد ماند. برجس تا سال ۱۹۹۳ که مرد سالي يک کتاب نوشت. يکي از کتابهاي اين نويسنده سالها قبل به اسم نود و نه رمان برگزيده توسط آقاي صفدر تقي زاده ترجمه شده بود. برجس در اين کتاب نود و نه رمان از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۸۳ را به انتخاب خود نقد و بررسي کردکه حاصل کتابي بسيار خواندني شد.
معروفترين رمان اين نويسنده به اسم پرتغال کوکي دستمايه فيلمي به همين اسم و به کارگرداني استانلي کوبريک شد.
کتاب پرتغال کوکي به همت خانم پري رخ هاشمي به فارسي منتشر شده است.
ناشر: تمندر
Thursday, March 04, 2004
کتابی از فيليپه آلفو چاپ شده به اسم لوکاس کمدی شکلک ها.
ناشر:نشر شوقستان.
در مقدمه اين کتاب به قلم نويسنده ميخوانيم
اين رمان.... برای آسان کردن کار خواننده به شکل داستان های کوتاه نوشته شده است. به اين ترتيب ديگر خواننده مجبور نيست کتاب را از ابتدای آن آغاز کند و همه فصل ها را پشت سر هم بخواند تا به انتهای کتاب برسد. چون هر فصل اين کتاب خود داستانی کامل است؛ خواننده ميتواند کتاب را بردارد از انتها شروع به خواندن کند و در ابتدا به پايان برساند يا بسته به ميلش در ميان آغاز کند و در ميان به انتها برساند.فيليپ آلفو در سال ۱۹۰۲ در اسپانيا متولد شد هنگام جنگ اول جهانی به امريکا مهاجرت کرد اولين رمانش لوکاس کمدی شکلک ها سال ۱۹۲۸ به زبان انگليسی نوشته شد هشت سال ناشری برای اين کتاب پيدا نکرد و سرانجام کتاب به سال ۱۹۳۶ منتشر شد. اما پنجاه سال طول کشيد به چاپ دوم برسد يعنی ۱۹۸۵ و اينبار اين رمان شهرت زيادی ميابد.
به خاطر شکست در انتشار رمان اول آلفو از نويسندگی دست ميکشد و به کارهای ديگر می پردازد دومين رمانش را سال ۱۹۴۸ مينويسد اما انتشار آن به سال ۱۹۹۰ و در سايه شهرت رمان لوکاس ميسر ميشود.
مترجم اين اثر آقای بهمن خسروی هستند.
ناشر:نشر شوقستان.
در مقدمه اين کتاب به قلم نويسنده ميخوانيم
اين رمان.... برای آسان کردن کار خواننده به شکل داستان های کوتاه نوشته شده است. به اين ترتيب ديگر خواننده مجبور نيست کتاب را از ابتدای آن آغاز کند و همه فصل ها را پشت سر هم بخواند تا به انتهای کتاب برسد. چون هر فصل اين کتاب خود داستانی کامل است؛ خواننده ميتواند کتاب را بردارد از انتها شروع به خواندن کند و در ابتدا به پايان برساند يا بسته به ميلش در ميان آغاز کند و در ميان به انتها برساند.فيليپ آلفو در سال ۱۹۰۲ در اسپانيا متولد شد هنگام جنگ اول جهانی به امريکا مهاجرت کرد اولين رمانش لوکاس کمدی شکلک ها سال ۱۹۲۸ به زبان انگليسی نوشته شد هشت سال ناشری برای اين کتاب پيدا نکرد و سرانجام کتاب به سال ۱۹۳۶ منتشر شد. اما پنجاه سال طول کشيد به چاپ دوم برسد يعنی ۱۹۸۵ و اينبار اين رمان شهرت زيادی ميابد.
به خاطر شکست در انتشار رمان اول آلفو از نويسندگی دست ميکشد و به کارهای ديگر می پردازد دومين رمانش را سال ۱۹۴۸ مينويسد اما انتشار آن به سال ۱۹۹۰ و در سايه شهرت رمان لوکاس ميسر ميشود.
مترجم اين اثر آقای بهمن خسروی هستند.
Saturday, February 28, 2004
کتاب خواب گران اثر ريموند چندلر بالاخره منتشر شد. اگر اشتباه نکنم قرار بود ناشر اين کتاب نشر مرکز باشد که به هر دليل اين اثر را چاپ نکرد و هم اکنون پشت جلد کتاب نام کتاب ايران به چشم ميخورد.
مترجم اثر، قاسم هاشمی نژاد است. نويسنده کتاب فيل در تاريکی که بسيار اين اثر را اولين و تنها اثر پليسی ايرانی (به مفهوم کلاسيک) ميشناسند. عنوانی که هنوز برايشان صادق است.
آقای قاسم هاشمی نژاد بعدها در دهه هفتاد کتاب ديگری منتشر کرد و همزمان با انتشار روزنامه جامعه تبليغی در اين روزنامه چاپ شد که خبر از انتشار کتاب جديد ايشان ميداد که هرگز کسی اين کتاب آخری را در کتابفروشيها رويت نکرد.
ظاهرا آقای هاشمی نژاد جهت انتخاب کلمات معادل در ترجمه اثر وسواس بسياری به خرج داده اند و حاصل کتابی است که بر خلاف ديگر آثار ترجمه شده از اين نويسنده خواندنش کمی سخت است.
دوبار پاراگراف اول اين کتاب را خواندم و به اين نتيجه رسيدم که در تعطيلات آينده کتاب سختی را برای مطالعه انتخاب کرده ام..
چندلر نويسنده ای است که بسيار عاميانه مينويسد و سه مترجم قبلی که آثار بانوی درياچه و خداحافظی طولانی و خواهر کوچيکه را ترجمه کرده اند به خوبی توانسته بودند از پس انتقال لحن بربيايند. ( آقای فصيح کتاب خوبی ترجمه کرده اند فقط به خود اجازه داده اند از انتهای هر پاراگراف چند جمله را حذف کنند)
اجازه بدهيد در مورد ترجمه اين اثر بيش از اين قضاوت نکنم پاراگراف اول کتاب را با هم بخوانيم.
طرف يازده صبح بود؛ اواسط اکتبر؛ با خورشيدی که نميدرخشيد و نشانی از باران تند خيس در صفای کوهپايه. کت شلوار نيلا بيم تنم بود؛ با پيرهن آبی سير؛ کراوات و دستمالکی در جيب سينه؛ پام کفش هشت ترک مشکی و جوراب مشکی پشمی با خامه دوزی آبی سير روی ساقهاش. شسته رفته بودم؛ تر و تميز؛ريش زده و هشيار؛ و ککم نميگزيد چه کسی اطلاع داشت. انگ همان چيزی بودم که کاراگاه خصوصی خوش سر و پز بايد باشد. آمده بودم سر وقت چهار ميليون دلار.
ظاهرا مترجم چندان اعتقادی به جدا کردن کلمات از هم ندارد از اين رو کلمات
نيلابی – راهپله- هفتير- يبارکی- همينجوريهاست و کلمات فراوانی از اين دست در ترجمه به چشم ميخورد.
مترجم اثر، قاسم هاشمی نژاد است. نويسنده کتاب فيل در تاريکی که بسيار اين اثر را اولين و تنها اثر پليسی ايرانی (به مفهوم کلاسيک) ميشناسند. عنوانی که هنوز برايشان صادق است.
آقای قاسم هاشمی نژاد بعدها در دهه هفتاد کتاب ديگری منتشر کرد و همزمان با انتشار روزنامه جامعه تبليغی در اين روزنامه چاپ شد که خبر از انتشار کتاب جديد ايشان ميداد که هرگز کسی اين کتاب آخری را در کتابفروشيها رويت نکرد.
ظاهرا آقای هاشمی نژاد جهت انتخاب کلمات معادل در ترجمه اثر وسواس بسياری به خرج داده اند و حاصل کتابی است که بر خلاف ديگر آثار ترجمه شده از اين نويسنده خواندنش کمی سخت است.
دوبار پاراگراف اول اين کتاب را خواندم و به اين نتيجه رسيدم که در تعطيلات آينده کتاب سختی را برای مطالعه انتخاب کرده ام..
چندلر نويسنده ای است که بسيار عاميانه مينويسد و سه مترجم قبلی که آثار بانوی درياچه و خداحافظی طولانی و خواهر کوچيکه را ترجمه کرده اند به خوبی توانسته بودند از پس انتقال لحن بربيايند. ( آقای فصيح کتاب خوبی ترجمه کرده اند فقط به خود اجازه داده اند از انتهای هر پاراگراف چند جمله را حذف کنند)
اجازه بدهيد در مورد ترجمه اين اثر بيش از اين قضاوت نکنم پاراگراف اول کتاب را با هم بخوانيم.
طرف يازده صبح بود؛ اواسط اکتبر؛ با خورشيدی که نميدرخشيد و نشانی از باران تند خيس در صفای کوهپايه. کت شلوار نيلا بيم تنم بود؛ با پيرهن آبی سير؛ کراوات و دستمالکی در جيب سينه؛ پام کفش هشت ترک مشکی و جوراب مشکی پشمی با خامه دوزی آبی سير روی ساقهاش. شسته رفته بودم؛ تر و تميز؛ريش زده و هشيار؛ و ککم نميگزيد چه کسی اطلاع داشت. انگ همان چيزی بودم که کاراگاه خصوصی خوش سر و پز بايد باشد. آمده بودم سر وقت چهار ميليون دلار.
ظاهرا مترجم چندان اعتقادی به جدا کردن کلمات از هم ندارد از اين رو کلمات
نيلابی – راهپله- هفتير- يبارکی- همينجوريهاست و کلمات فراوانی از اين دست در ترجمه به چشم ميخورد.
Tuesday, February 24, 2004
بالاخره کتاب دن آرام به ترجمه احمد شاملو منتشر شد. ترجمه مجدد از اثری که نزديک سه دهه از اولين ترجمه اش ميگذرد؛ اما همچنان ترجمه ای معتبر محسوب ميشود؛ بايد هم اسم شخصی مثل احمد شاملو را روی جلد داشته باشد.
ناشر کتاب انتشار مازيار است و بيش از پنج سال است که اين کتاب در نوبت چاپ مانده است. ظاهرا دليل اصلی اين تاخير بعضی قسمتهای کتاب بود که جز در ذهن يک بيمار نمیتواند اروتيک تلقی شود. نشر مازيار البته با چاپ مثله شده کتاب دکامرون نشان داد که اعتقاد چندانی به حفظ ماهيت اثر ندارد.
من اين کتاب را هنوز نخوانده ام اما اميدوارم بدون حذف حتی يک واو منتشر شده باشد.
طرح جلد کتاب بسيار زيبا کار شده است و سرتاسر کتاب چندين تابلوی زيبا روی کاغذ گلاسه مرتبط با داستان دارد. پشت جلد کتاب ناشر محترم معرفی کاملی از اثر انجام داده است و اين خبر را هم اضافه کرده است که با توجه به تحقيقات متخصصان روی شيوه نگارش اين کتاب و کتابهای ديگر نويسنده هم اکنون ثابت شده است که نويسنده دن آرام آقای شولوخف دوست داشتنی است.
دن آرام کتابی است بسيار خواندنی. حتی اگر يکبار با ترجمه به آذين آنرا خوانده باشيد. اما دقت کنيد اگر کتابهای زمين نو آباد و گرداب از اين نويسنده را نخوانده ايد زياد چيزی از دست نداده ايد.
اين کتاب در دو جلد به قيمت هيجده هزار تومن چند روز قبل منتشر شد.
**موخره: اوايل دهه هفتاد ترجمه ديگری از اين کتاب به قلم شخصی به اسم منوچهر بيگدلی خمسه منتشر شده بود.
ناشر کتاب انتشار مازيار است و بيش از پنج سال است که اين کتاب در نوبت چاپ مانده است. ظاهرا دليل اصلی اين تاخير بعضی قسمتهای کتاب بود که جز در ذهن يک بيمار نمیتواند اروتيک تلقی شود. نشر مازيار البته با چاپ مثله شده کتاب دکامرون نشان داد که اعتقاد چندانی به حفظ ماهيت اثر ندارد.
من اين کتاب را هنوز نخوانده ام اما اميدوارم بدون حذف حتی يک واو منتشر شده باشد.
طرح جلد کتاب بسيار زيبا کار شده است و سرتاسر کتاب چندين تابلوی زيبا روی کاغذ گلاسه مرتبط با داستان دارد. پشت جلد کتاب ناشر محترم معرفی کاملی از اثر انجام داده است و اين خبر را هم اضافه کرده است که با توجه به تحقيقات متخصصان روی شيوه نگارش اين کتاب و کتابهای ديگر نويسنده هم اکنون ثابت شده است که نويسنده دن آرام آقای شولوخف دوست داشتنی است.
دن آرام کتابی است بسيار خواندنی. حتی اگر يکبار با ترجمه به آذين آنرا خوانده باشيد. اما دقت کنيد اگر کتابهای زمين نو آباد و گرداب از اين نويسنده را نخوانده ايد زياد چيزی از دست نداده ايد.
اين کتاب در دو جلد به قيمت هيجده هزار تومن چند روز قبل منتشر شد.
**موخره: اوايل دهه هفتاد ترجمه ديگری از اين کتاب به قلم شخصی به اسم منوچهر بيگدلی خمسه منتشر شده بود.
Sunday, February 22, 2004
درباره صد کتاب خواندی 4-
بالزاک را پايه گذار سبک رئاليست ميشناسند. وي هم عصر نويسندگاني بود که سبک رمانتيسيسم را به اوج رسانده بودند. ويکتور هوگو و الکساندر دوما
اما حقيقت اين است که با معيارهاي فعلي بالزاک بيشتر نويسنده اي رمانتيسيسم است يا حداقل سبکي بين اين دو سبک.
بالزاک در سال ۱۸۳۳ به اين فکر افتاد که آثارش را در مجموعه اي به نام کمدي انساني جمع آوري کند و اين مجموعه دورنمايي است از زندگي اجتماعي فرانسه از زمان انقلاب تا اواخر دوران سلطنت لويي فيليپ. تعداد کتابهايي که نام آنها در اين مجموعه آمده است بسيار زياد است و خواننده را در حيرت فرو ميبرد. بالزاک بسيار پر کار بود و غالب آثارش را بلافاصله بعد از نگارش به دست چاپ ميسپرد و بعد از حروفچيني به تصحيح اثر ميپراخت. بزرگترين ايرادي که بر وي گرفته ميشود از نثر ضعيف اوست و داستان غلطهاي املايي او هم که مشهور است.
وي در يک دوران به طور متوسط سالي دو هزار صفحه مطلب نوشت.
کتاب بابا گوريو جزيي از مجموعه کمدي انساني بالزاک است که در مدت چهل روز نوشته شده است وي براي استراحت به قصر ساشه در اطراف شهر تور رفته بود و ظاهرا زيبايي مناظر اطراف شهر آنچنان او را به شوق مياورد که تا نگارش کامل رمان از اتاقش خارج نميشود و به جز قهوه غذايي نمي آشامد و جز زماني که از فرط خستگي بي هوش ميشود استراحت نميکند. بار اول در مجله پاريس منتشر شد و سال ۱۸۳۵ به صورت کتابي مستقل انتشار يافت.
در مورد اين کتاب گاهي با اغراق بسيار هم صحبت شده است براي مثال کلود فارر (عضو فرهنگستان فرانسه) اين کتاب را صد بار خوانده است و در بار صدم همان هيجان مطالعه بار اول به او دست داده است و معتقد است که اين کتاب بزرگترين رمانهاي دنياست.
سالها بعد از مرگ نویسنده موسسه انتشاراتي کلمان مجموعه آثار بالزاک را در بيست و چهار جلد منتشر ميکند.
از کتاب بابا گوريو چند ترجمه به فارسي منتشر شده است. منبع من براي نگارش اين معرفي کوتاه مقدمه ترجمه آقاي ادوارد ژوزف ( بنگاه ترجمه و نشر کتاب)است.
آثار زيادي از اين نويسنده به فارسي منتشر شده است و هنوز هم اگر سري به قفسه هاي خاک گرفته کتابفروشيها بزنيد ميتوانيد کتابهاي شوانها؛ فاجعه در کرانه دريا؛ زنبق دره؛ دختر چشم طلايي؛ آرزوهاي گمشده، چرم ساغری و .... را بيابيد.
بالزاک را پايه گذار سبک رئاليست ميشناسند. وي هم عصر نويسندگاني بود که سبک رمانتيسيسم را به اوج رسانده بودند. ويکتور هوگو و الکساندر دوما
اما حقيقت اين است که با معيارهاي فعلي بالزاک بيشتر نويسنده اي رمانتيسيسم است يا حداقل سبکي بين اين دو سبک.
بالزاک در سال ۱۸۳۳ به اين فکر افتاد که آثارش را در مجموعه اي به نام کمدي انساني جمع آوري کند و اين مجموعه دورنمايي است از زندگي اجتماعي فرانسه از زمان انقلاب تا اواخر دوران سلطنت لويي فيليپ. تعداد کتابهايي که نام آنها در اين مجموعه آمده است بسيار زياد است و خواننده را در حيرت فرو ميبرد. بالزاک بسيار پر کار بود و غالب آثارش را بلافاصله بعد از نگارش به دست چاپ ميسپرد و بعد از حروفچيني به تصحيح اثر ميپراخت. بزرگترين ايرادي که بر وي گرفته ميشود از نثر ضعيف اوست و داستان غلطهاي املايي او هم که مشهور است.
وي در يک دوران به طور متوسط سالي دو هزار صفحه مطلب نوشت.
کتاب بابا گوريو جزيي از مجموعه کمدي انساني بالزاک است که در مدت چهل روز نوشته شده است وي براي استراحت به قصر ساشه در اطراف شهر تور رفته بود و ظاهرا زيبايي مناظر اطراف شهر آنچنان او را به شوق مياورد که تا نگارش کامل رمان از اتاقش خارج نميشود و به جز قهوه غذايي نمي آشامد و جز زماني که از فرط خستگي بي هوش ميشود استراحت نميکند. بار اول در مجله پاريس منتشر شد و سال ۱۸۳۵ به صورت کتابي مستقل انتشار يافت.
در مورد اين کتاب گاهي با اغراق بسيار هم صحبت شده است براي مثال کلود فارر (عضو فرهنگستان فرانسه) اين کتاب را صد بار خوانده است و در بار صدم همان هيجان مطالعه بار اول به او دست داده است و معتقد است که اين کتاب بزرگترين رمانهاي دنياست.
سالها بعد از مرگ نویسنده موسسه انتشاراتي کلمان مجموعه آثار بالزاک را در بيست و چهار جلد منتشر ميکند.
از کتاب بابا گوريو چند ترجمه به فارسي منتشر شده است. منبع من براي نگارش اين معرفي کوتاه مقدمه ترجمه آقاي ادوارد ژوزف ( بنگاه ترجمه و نشر کتاب)است.
آثار زيادي از اين نويسنده به فارسي منتشر شده است و هنوز هم اگر سري به قفسه هاي خاک گرفته کتابفروشيها بزنيد ميتوانيد کتابهاي شوانها؛ فاجعه در کرانه دريا؛ زنبق دره؛ دختر چشم طلايي؛ آرزوهاي گمشده، چرم ساغری و .... را بيابيد.
Wednesday, February 18, 2004
شماره سوم و چهارم فصلنامه سمرقند در یک جلد منتشر شد. اين شماره فصلنامه به غير از گفتگوی خواندنی با خانم آذر نفيسی مقالاتی منتشر شده اند که مروری بر زندگی ناباکوف هدف اصلی اين مقالات است بعد نقدی بر آثار اين نويسنده روسی تبار؛ بخشی از دو رمان اين نويسنده و چند داستان کوتاه چند شعر و گفتگو و نامه ها و سر آخر مقايسه دو ترجمه از آثار اين نويسنده به فارسی.
فصلنامه سمرقند جای خالی کتابهايی که به طور جامع به معرفی يک نويسنده بپردازند را پر کرده است.
فصلنامه سمرقند جای خالی کتابهايی که به طور جامع به معرفی يک نويسنده بپردازند را پر کرده است.
نوشتن در اين حال ژرفترين ارضای خاطری است که ميشناسد؛ اما بدون هشدار دم دست ميايد و ميرود. بايد قلم را بردارد و همچنان که روی کاغذ حرکت ميکند با دست دنبالش کند؛ بايد قلم را بردارد و دريابد که خود خودش است زنی با کت خانگی که قلم در دست دارد ترسان و مردد؛ تنها کمی توانا؛ بی هيچ فکری در باره اين که چه طور شروع کند و چه بنويسد.
قلم را برميدارد.
خانم دالووی گفت خودش گل ميخرد.
بخشی از رمان ساعت ها
متاسفانه پيش نياز مطالعه اين کتاب مطالعه کتاب خانم دالووی است. آثار خانم وولف هنوز تحت پوشش قانون کپی رايت هستند و به همين جهت نميتوانيم از سايتهای مربوط به کتاب آنرا مجانی تهيه کنيم. تنها ترجمه اين کتاب به قلم پرويز داريوش قابل مطالعه نيست.
در حال حال کتاب ساعت ها نوشته مايکل کانينگهام بالاخره منتشر شد مترجم: مهدی غبرايی، ناشر: انتشارات کاروان
قلم را برميدارد.
خانم دالووی گفت خودش گل ميخرد.
بخشی از رمان ساعت ها
متاسفانه پيش نياز مطالعه اين کتاب مطالعه کتاب خانم دالووی است. آثار خانم وولف هنوز تحت پوشش قانون کپی رايت هستند و به همين جهت نميتوانيم از سايتهای مربوط به کتاب آنرا مجانی تهيه کنيم. تنها ترجمه اين کتاب به قلم پرويز داريوش قابل مطالعه نيست.
در حال حال کتاب ساعت ها نوشته مايکل کانينگهام بالاخره منتشر شد مترجم: مهدی غبرايی، ناشر: انتشارات کاروان
Sunday, February 15, 2004
اوايل سالهای بعد از پيروزی انقلاب ناگهان بسياری از چيزها حرام اعلام شد. وزارت ارشاد متولی اعلام حراميان! فرهنگی شد. در بخش ادبيات حرامجات شامل کتابهای کارتون پليسی رمانس و سياسی شد. يکی از ژانرهایی که برای ترجمه و نشر کمترين ايراد را داشت ادبيات کلاسيک بود. به خاطر نوع حجب و حيايي که حتی در رابطه بين زن و مرد در قرون گذشته وجود داشت. در اين سالها بود که تقريبا تمام آثار مطرح کلاسيک جهان به فارسی ترجمه و چاپ شد. ترجمه کتاب غرور و تعصب محصول همين دوران است همانطور که شرلی و پسر عمو پونس و جين اير و بابا لنگ دراز و ....
تقريبا ترجمه هيچ يک از این کتابها چندان قابل اعتنا نيستند. بسياری از اين ترجمه ها فراموش شده اند ( به تازگی ترجمه های آقای يونسی از اين دوران تجديد چاپ شده اند) ناشر بسياری از اين کتابها ناشران ناصر خسرو بودند که هم اکنون تغيير کاربری داده اند.
اگر مايل به مطالعه اين کتاب به زبان اصلی هستيد ميتوانيد از اين سايت آنرا دان لود کنيد..
تقريبا ترجمه هيچ يک از این کتابها چندان قابل اعتنا نيستند. بسياری از اين ترجمه ها فراموش شده اند ( به تازگی ترجمه های آقای يونسی از اين دوران تجديد چاپ شده اند) ناشر بسياری از اين کتابها ناشران ناصر خسرو بودند که هم اکنون تغيير کاربری داده اند.
اگر مايل به مطالعه اين کتاب به زبان اصلی هستيد ميتوانيد از اين سايت آنرا دان لود کنيد..
Saturday, February 07, 2004
روزنامه شرق شهريور ماه مطلبی را چاپ کرد که مدتها بود دنبالش بودم. اين نوشته را اينجا برای اين ميگذارم که هر وقت خواستم برای خودم در دسترس باشد.
کارکرد دستگاه های ارتباط جمعی و مطبوعات ما بسيار عالی است قانون مطبوعات ما به گونه ای تهيه و تنظيم شده است که ملت نتواند از اختلافات هيات حاکمه با خبر شوند. اصولا مطبوعات به اين منظور به وجود نيامده اند که گزارش اختلاف نظرها و دعواهای دولتمردان را به گوش مردم برسانند. ما بساط کسانی را که تصور ميکردند هر چه دلشان ميخواهد ميتوانند بگويند و بنويسند جمع کرديم.
مفهوم آزادی مطبوعات برای هر دولتی و کشوری مهلک و مرگ آور محسوب ميشود زيرا آزادی مطبوعات در واقع به هيچ وجه به معنای آزاد بودن مطبوعات نيست؛ بلکه فقط آزادی عناصر ياوه گويی است که هر کاری دلشان ميخواهد و به سودشان است انجام ميدهند؛ ولو اعمالشان ضد منافع کشور باشد. البته در آغاز دشوار است که اين موضوع را به روزنامه نگاران و ژورناليستها فهماند و متقاعدشان کرد که روزنامه نگار نیز عضوی از جامعه است لاجرم بايد همواره اين امر را به آنان گوشزد کرد که آزادی مطبوعات نهايتا ضد مطبوعات است و به آن لطمه ميزند. برای مثال تصور کنيد که در شهری دوازده روزنامه و مجله منتشر ميشود حالا اگر قرار باشد که هر يک درباره رويدادی و يا موضوعی واحد مطالب و گزارشهاي مختلفی بنويسند خواننده ناگزير چنين نتيجه ميگيرد که اينها همه مزخرف وحرفهای بيهوده است. مطبوعات نبايد با طرح و بررسی همه جانبه مسائل و مشکلاتی که مردان مهم مملکت برای حل و رفع آنها دچار اشکال شده اند و موضوع هنوز برایشان کاملا روشن نشده است آنها را به ميان مردم ببرند. بلکه بايد منتظر بمانند تا تصميمات اتخاذ شود. پيش از عمليات نظامی نيز فرمانده دستوراتش را به گروهان ابلاغ نميکند تا بيش از اجرای فرمان به بحث و گفت و گو گذاشته شود و پس از نظر خواهی از سربازان احتمالا آن را به اجرا گذارد.
کارکرد دستگاه های ارتباط جمعی و مطبوعات ما بسيار عالی است قانون مطبوعات ما به گونه ای تهيه و تنظيم شده است که ملت نتواند از اختلافات هيات حاکمه با خبر شوند. اصولا مطبوعات به اين منظور به وجود نيامده اند که گزارش اختلاف نظرها و دعواهای دولتمردان را به گوش مردم برسانند. ما بساط کسانی را که تصور ميکردند هر چه دلشان ميخواهد ميتوانند بگويند و بنويسند جمع کرديم.
مفهوم آزادی مطبوعات برای هر دولتی و کشوری مهلک و مرگ آور محسوب ميشود زيرا آزادی مطبوعات در واقع به هيچ وجه به معنای آزاد بودن مطبوعات نيست؛ بلکه فقط آزادی عناصر ياوه گويی است که هر کاری دلشان ميخواهد و به سودشان است انجام ميدهند؛ ولو اعمالشان ضد منافع کشور باشد. البته در آغاز دشوار است که اين موضوع را به روزنامه نگاران و ژورناليستها فهماند و متقاعدشان کرد که روزنامه نگار نیز عضوی از جامعه است لاجرم بايد همواره اين امر را به آنان گوشزد کرد که آزادی مطبوعات نهايتا ضد مطبوعات است و به آن لطمه ميزند. برای مثال تصور کنيد که در شهری دوازده روزنامه و مجله منتشر ميشود حالا اگر قرار باشد که هر يک درباره رويدادی و يا موضوعی واحد مطالب و گزارشهاي مختلفی بنويسند خواننده ناگزير چنين نتيجه ميگيرد که اينها همه مزخرف وحرفهای بيهوده است. مطبوعات نبايد با طرح و بررسی همه جانبه مسائل و مشکلاتی که مردان مهم مملکت برای حل و رفع آنها دچار اشکال شده اند و موضوع هنوز برایشان کاملا روشن نشده است آنها را به ميان مردم ببرند. بلکه بايد منتظر بمانند تا تصميمات اتخاذ شود. پيش از عمليات نظامی نيز فرمانده دستوراتش را به گروهان ابلاغ نميکند تا بيش از اجرای فرمان به بحث و گفت و گو گذاشته شود و پس از نظر خواهی از سربازان احتمالا آن را به اجرا گذارد.
Wednesday, February 04, 2004
درباره صد کتاب خواندنی -۲
بسياری از داستانهای معروف هانس کريستين آندرسن به صورت مجزا و خاص کتابهای کودکان چاپ شده است. انتشارات علمی فرهنگی ده تا از معروفترين اين داستانها را در يک جلد منتشر کرده بود که به تازگی تجديد چاپ کرده است. به تازگی انتشارات بنفشه وابسته به نشر افق۴۴ داستان از اين نويسنده را در يک مجموعه با ترجمه آزاد منتشر کرده است.
داستانهای هانس کريستين آندرسن را خاص کودکان در نظر ميگيرند اما به نظر من بسياری از داستانهای وی عليرغم زيبايی؛ با پايان تلخی که دارند به درد کودکان نميخورد. انتهای داستان دختر کبريت فروش يا پری دريايی را به ياد آوريد.
از اين گروه مجموع داستانهای برادران گريم هم هستند که به تازگی بسیار شکيل و زيبا و زير نظر هرمز رياحی در دوجلد منتشر شده است. انتشارات پيکان که ظاهرا به تازگی تغييراتی عمده در انتخاب و چاپ کتابهايش داده است اين کتاب را منتشر کرده. حتی داستانهای برادران گریم هم دچار همين مشکل است. يکی از داستانهای اين مجموعه را وقتی برای کودکم خواندم باعث پريشانی چند روزه خوابهايش شدم( نميدانم شايد بچه های ما زيادی نازک نارنجی بار آمدند)
بسياری از داستانهای معروف هانس کريستين آندرسن به صورت مجزا و خاص کتابهای کودکان چاپ شده است. انتشارات علمی فرهنگی ده تا از معروفترين اين داستانها را در يک جلد منتشر کرده بود که به تازگی تجديد چاپ کرده است. به تازگی انتشارات بنفشه وابسته به نشر افق۴۴ داستان از اين نويسنده را در يک مجموعه با ترجمه آزاد منتشر کرده است.
داستانهای هانس کريستين آندرسن را خاص کودکان در نظر ميگيرند اما به نظر من بسياری از داستانهای وی عليرغم زيبايی؛ با پايان تلخی که دارند به درد کودکان نميخورد. انتهای داستان دختر کبريت فروش يا پری دريايی را به ياد آوريد.
از اين گروه مجموع داستانهای برادران گريم هم هستند که به تازگی بسیار شکيل و زيبا و زير نظر هرمز رياحی در دوجلد منتشر شده است. انتشارات پيکان که ظاهرا به تازگی تغييراتی عمده در انتخاب و چاپ کتابهايش داده است اين کتاب را منتشر کرده. حتی داستانهای برادران گریم هم دچار همين مشکل است. يکی از داستانهای اين مجموعه را وقتی برای کودکم خواندم باعث پريشانی چند روزه خوابهايش شدم( نميدانم شايد بچه های ما زيادی نازک نارنجی بار آمدند)
Saturday, January 31, 2004
Thursday, January 29, 2004
چي نوا آچه به نويسنده نيجريهاي را بسياري بهترين نويسنده قاره سياه ميدانند. کتاب همه چيز فرو مي پاشد اولين رمان اين نويسنده است که در سال ۱۹۵۸ منتشر شد. کتاب از همان سال نخست انتشار تحسين بسياري را برانگيخت و تاکنون به پانزده زبان ترجمه شده است
موضوع داستان درباره قبيله ايبو و فروپاشي جامعه سنتي آفريقا در تقابل با هجوم فرهنگ غربي است که به صورت مبلغان مذهبي خود را نشان داده است. نويسنده در ارائه دقيق همه سنتها و ميراثهاي قبيله اعم از سرودها و مراسم آيين و ضرب المثلها و نگرشهاي مذهبي و ديگر تشريفات زندگي بسيار موفق بوده است.( از مقدمه کتاب)
اين نويسنده بسيار کم کار است و از ديگر آثار وي ميتوان ديگر آرامشي نيست - خدنگ خدا - مردي از ميان مردم- دختران در جنگ را نام برد.
اوکنکو شخصيت اصلي رمان ساکن قبيله ايبو است که به دنبال قتلي ناچار به فرار ميشود و بعد زماني که بعد از سالها به قبيلهاش برميگردد متوجه ميشود که با ورود مرد سفيد پوست آيين و سنت قبيلهاش به تاراج رفته است.
قرار بود ماجراي اوکنکو رمان بزرگي باشد که دربرگيرنده تصوير سه نسل از خانواده اوکنکو باشد.
ارزش اين کتاب به ارائه تصوير دقيق از فروپاشي جامعه سنتي و بدوي آفريقا است.
داستان ديگر آرامشي نيست ادامه همين داستان و سرگذشت نوه اوکنکو به نام اوبي است که براي ادامه تحصيلات به انگلستان ميرود.
کتاب همه چيز فرو ميپاشد دو بار به فارسي ترجمه شده است.
بار اول به قلم فرهاد منشور انتشارات آستان قدس رضوي 1368
بار دوم به ترجمه خانم گلريز صفويان انتشارات سروش 1377
خانم گلريز صفويان کتاب دوم اين مجموعه را به اسم ديگر آرامشي نيست را هم ترجمه کرده است.
چند جمله اول رمان را با هر دو ترجمه بخوانيد:
اوکنکو در سرتاسر نه دهکده اطراف و حتي دورتر از آنجا مردي بسيار مشهور و خوشنام بود. خوشنامي او به سبب موفقيتهايي بود که خودش به دست آورده بود او وقتي هيجده ساله بود توانست با غلبه بر آمالينز گربه شهرت و افتخار زيادي براي دهکدهاش کسب کند . آمالينز کشتي گير بزرگي بود که تا هفت سال کسي نتوانسته بود در سرتاسر آن ناحيه از قبيله اومو اوفيا گرفته تا قبيله امباي نو پشتش را به خاک برساند مردم به او لقب گربه داده بودند چون پشتش هيچ وقت به خاک نرسيده بود. اوکنکو همين مرد را در مبارزهاي که ريش سفيدان دهکده آنرا سهمگين ترين مبارزه خوانده بودند شکست داد. از زماني که باني دهکده شان به مدت هفت شبانه روز با يک روح وحشي زورآزمايي کرده بود کسي چنين مبارزهاي را به ياد نداشت.
ترجمه فرهاد منشوري
اوکونکوو در سراسر نه دهکده اطراف و در وراي آن مشهور شده بود. شهرت او به دليل موفقيتهايي بزرگش بود. در هيجده سالگي با شکست دادن آمالينز گربه افتخار به دهکدهاش آورد. آمالينز کشتي گير بزرگي بود که در طي هفت سال از اوموفيا تا ام بينو کسي نتوانسته بود او را شکست دهد. به او گربه ميگفتند زيرا پشتش هرگز به زمين نرسيده بود. و اين مردي بود که اوکونکوو او را شکست داد در مسابقهاي که پيران دهکده همگي معتقد بودند بيرحمانه ترين مسابقهاي بود که از هنگام در گيري هفت شبانه روزه پايه گذار شهرشان با روحي وحشي برگزار شده بود.
ترجمه گلريز صفويان
موضوع داستان درباره قبيله ايبو و فروپاشي جامعه سنتي آفريقا در تقابل با هجوم فرهنگ غربي است که به صورت مبلغان مذهبي خود را نشان داده است. نويسنده در ارائه دقيق همه سنتها و ميراثهاي قبيله اعم از سرودها و مراسم آيين و ضرب المثلها و نگرشهاي مذهبي و ديگر تشريفات زندگي بسيار موفق بوده است.( از مقدمه کتاب)
اين نويسنده بسيار کم کار است و از ديگر آثار وي ميتوان ديگر آرامشي نيست - خدنگ خدا - مردي از ميان مردم- دختران در جنگ را نام برد.
اوکنکو شخصيت اصلي رمان ساکن قبيله ايبو است که به دنبال قتلي ناچار به فرار ميشود و بعد زماني که بعد از سالها به قبيلهاش برميگردد متوجه ميشود که با ورود مرد سفيد پوست آيين و سنت قبيلهاش به تاراج رفته است.
قرار بود ماجراي اوکنکو رمان بزرگي باشد که دربرگيرنده تصوير سه نسل از خانواده اوکنکو باشد.
ارزش اين کتاب به ارائه تصوير دقيق از فروپاشي جامعه سنتي و بدوي آفريقا است.
داستان ديگر آرامشي نيست ادامه همين داستان و سرگذشت نوه اوکنکو به نام اوبي است که براي ادامه تحصيلات به انگلستان ميرود.
کتاب همه چيز فرو ميپاشد دو بار به فارسي ترجمه شده است.
بار اول به قلم فرهاد منشور انتشارات آستان قدس رضوي 1368
بار دوم به ترجمه خانم گلريز صفويان انتشارات سروش 1377
خانم گلريز صفويان کتاب دوم اين مجموعه را به اسم ديگر آرامشي نيست را هم ترجمه کرده است.
چند جمله اول رمان را با هر دو ترجمه بخوانيد:
اوکنکو در سرتاسر نه دهکده اطراف و حتي دورتر از آنجا مردي بسيار مشهور و خوشنام بود. خوشنامي او به سبب موفقيتهايي بود که خودش به دست آورده بود او وقتي هيجده ساله بود توانست با غلبه بر آمالينز گربه شهرت و افتخار زيادي براي دهکدهاش کسب کند . آمالينز کشتي گير بزرگي بود که تا هفت سال کسي نتوانسته بود در سرتاسر آن ناحيه از قبيله اومو اوفيا گرفته تا قبيله امباي نو پشتش را به خاک برساند مردم به او لقب گربه داده بودند چون پشتش هيچ وقت به خاک نرسيده بود. اوکنکو همين مرد را در مبارزهاي که ريش سفيدان دهکده آنرا سهمگين ترين مبارزه خوانده بودند شکست داد. از زماني که باني دهکده شان به مدت هفت شبانه روز با يک روح وحشي زورآزمايي کرده بود کسي چنين مبارزهاي را به ياد نداشت.
ترجمه فرهاد منشوري
اوکونکوو در سراسر نه دهکده اطراف و در وراي آن مشهور شده بود. شهرت او به دليل موفقيتهايي بزرگش بود. در هيجده سالگي با شکست دادن آمالينز گربه افتخار به دهکدهاش آورد. آمالينز کشتي گير بزرگي بود که در طي هفت سال از اوموفيا تا ام بينو کسي نتوانسته بود او را شکست دهد. به او گربه ميگفتند زيرا پشتش هرگز به زمين نرسيده بود. و اين مردي بود که اوکونکوو او را شکست داد در مسابقهاي که پيران دهکده همگي معتقد بودند بيرحمانه ترين مسابقهاي بود که از هنگام در گيري هفت شبانه روزه پايه گذار شهرشان با روحي وحشي برگزار شده بود.
ترجمه گلريز صفويان
Tuesday, January 27, 2004
لازمه يه توضيح در مورد اين فهرست صد کتاب بدم
اين فهرست معدل نظر افرادی است که همه اشان نويسنده صرف نبودند. برای مثال باب ديلان.
به هر حال انتخاب فهرستی به اين شکل چندان شايد درست نباشد. در اين ليست کتابهای مذهبی و شعر و ادبيات در کنار هم قرار گرفته اند معلوم نيست اگر انتخاب هر نوع کتابی مجاز بوده پس چطور مثلا کتابی از فرويد يا حداقل يک اثر فلسفی در اين ليست نيست.
حتی سلیقه ادبی آقايان در مقايسه با آثار ترجمه شده به فارسی هم چندان خوب نيست. مثلا در اين ليست رمان متوسط کوری اثر ساراماگو هست اما اثری از اثار يوسا ديده نميشود.
به هر حال من قصد دارم آثاری را که در اين ليست هستند و به فارسی ترجمه شده اند به مرور معرفی کنم. بعد هم البته در کمال خودخواهی بدون اظهار نظر از هیچ صاحبنظری صد اثر انتخابي خودم را در حوزه ادبيات اينجا خواهم نوشت.
اين فهرست معدل نظر افرادی است که همه اشان نويسنده صرف نبودند. برای مثال باب ديلان.
به هر حال انتخاب فهرستی به اين شکل چندان شايد درست نباشد. در اين ليست کتابهای مذهبی و شعر و ادبيات در کنار هم قرار گرفته اند معلوم نيست اگر انتخاب هر نوع کتابی مجاز بوده پس چطور مثلا کتابی از فرويد يا حداقل يک اثر فلسفی در اين ليست نيست.
حتی سلیقه ادبی آقايان در مقايسه با آثار ترجمه شده به فارسی هم چندان خوب نيست. مثلا در اين ليست رمان متوسط کوری اثر ساراماگو هست اما اثری از اثار يوسا ديده نميشود.
به هر حال من قصد دارم آثاری را که در اين ليست هستند و به فارسی ترجمه شده اند به مرور معرفی کنم. بعد هم البته در کمال خودخواهی بدون اظهار نظر از هیچ صاحبنظری صد اثر انتخابي خودم را در حوزه ادبيات اينجا خواهم نوشت.